خلط چیست و چگونه ایجاد میشود؟

آشنایی با خلط ها و رطوبات بدن، یکی از مهمترین مباحث علم طب طبیعی است

ساختار بدن انسان بر زنجیره امور طبیعی استوار است

امور طبیعی از 7 بخش ارکان، امزاج، اخلاط، اندام، ارواح، قوا و افعال ایجاد شده که اخلاط در جایگاه سوم این زنجیره قرار دارد

خلط چیست؟

ماده‌ای است مرطوب و روان که در رگ ها و اندام های توخالی بدن وجود دارد، اندام های توخالی مثل: معده، کبد، طحال

نحوه بوجود آمدن خلط ها

غذایی که میخوریم، نخست به واسطه حرارت غریزی بدن تبدیل به خلط میشود که این خلط دو نوع میباشد خلط خوب و خلط بد.

دهان همانند معده در هضم غذا دخیل است، هضم دهان در هنگام جویدن به کمک حرارت غریزی که در بزاق وجود دارد اتفاق میافتد و اینکه میگویند در دهان هضمی صورت نمیگیرد اشتباه است

دلیل این حرف آن است که غذا بعد از جویده شده نه طعم اول را دارد و نه بوی اول را و نیز به همین دلیل گندم جویده شده، در رسیدن دمل و خراج، از گندم کوبیده و آبپز موثرتر است.

هضم غذا در معده فقط با گرمای غریزی معده انجام نمیشود، اندام های اطراف معده با گرمای خودشون به عمل هضم معده کمک میکنند

از طرف راست، کبد و از طرف چپ، طحال (گرمی طحال به خاطر شریان ها و وریدهای داخلش است)، در قسمت جلو، پرده نازک پیه(چربی) که گرما را میگیرد و به سرعت به معده منتقل میکند و از طرف بالا نیز قلب بواسطه گرم کردن حجاب به معده کمک میکند.

قسمت اعظم غذای خورده شده به همراه نوشیدنی که میخوریم تبدیل به کیلوس میشود

اگر بعد از مصرف غذا آب مصرف نشود کیلوس به واسطه حرارت بالای هضم میسوزد و یا به دلیل غلظت بالا نمیتواند در عروق کبدی جریان پیدا کند پس مصرف آب بعد از غذا امری حیاتی است

البته بعد از غذاهای چرب و گوشتی باید با کمی تاخیر آب مصرف کرد تا حرارت غریزی بتواند با حرارت کافی به صورت کامل گوشت و روغن را هضم کند

کیلوس معدی شبیه به آب جو پخته شده است، سفید و روان.

بعد از هضم کامل، ماده لطیف کیلوس از دیواره معده و روده جذب شده و از طریق رگ هایی که بهشون ماساریقا گویند به رگی به اسم باب کبدی وارد و از طریق باب کبدی وارد مویرگهای کبد شده و در کبد پخش میشود و دوباره توسط حرارت کبدی پخته میشود که به آن کیموس میگویند.

خلط خوب

خلط خوب

جایگزین مواد و انرژی از دست رفته اندام ها میشود یعنی خرج سلول سازی و تولید انرژی شده که به زبان تخصصی این علم «بدل مایتحلل» میشود

خلط بد

خلطی است بی مصرف و زائد که نمیتواند جایگزین آنچه از اندام های خرج شده شود، یعنی قابلیت غذادهی به بدن را ندارد و باید از بدن خارج شود که از طریق مدفوع و بول(ادرار) خارج میشود

رطوبات بدن

خلط خوب بعد از هضم در کبد به دو بخش اخلاط و رطوبات ثانیه تبدیل میشود

1- اخلاط

اخلاط چهارگانه است که شامل و خون و صفرا و بلغم و سودا میباشد که هرکدام را در پستی جداگانه توضیح میدهم

2- رطوبات ثانیه

رطوبت ثانیه نیز به دو قسمت غیر زائد و زائد تقسیم میشود

رطوبات بدن

رطوبت ثانیه غیر زائد

رطوبتی است که از حالت اول خودش تغییر کرده و به اندام نیز نفوذ کرده اما قدرت تبدیل شدن به عضو یا آنچه که از بدن تحلیل شده (انرژی، سلولسازی و…) ندارد

رطوبت ثانیه غیر زائد به 4 قسمت تقسیم میشود

1-رطوبتی که در فضاهای توخالی اطراف رگ های مجاور اندام های اصلی محصور شده و رطوبت مورد نیاز اندام ها را تامین میکند (اندام را آبیاری میکند)

2-رطوبتی که مانند شبنم روی اندام نشسته و آماده است تا در مواقع ضروری تبدیل به غذای اندام شود

همچنین وقتی اندام به علت حرکت سخت یا حرکت نرم دچار خشکی شود، این رطوبت خشکی را برطرف کرده و اندام را دوباره تر و نرم میکند.

3-رطوبتی که تازه منعقد شده

این رطوبت همان غذایی است که بخاطر شبیه بودن مزاجش با اندام، تبدیل به گوهر اندام شده اما هنوز شکل اندام را به خودش نگرفته است

اندام زمانی میتواند از غذایی استفاده کند که از لحاظ مزاجی شبیه به خودش باشد یعنی غذایی که مزاجش شبیه به اندام نیست قابلیت غذادهی به اندام را ندارد

مثلا استخوان سرد و خشک است، غذاش نیزباید سرد و خشک باشد.

4_رطوبتی است که از زمان تولد از اندام جدا نشده  و علت به هم پیوستگی اجزا و شکل اندام است.

منشأ این رطوبت از نطفه است و نطفه هم از اخلاط پدر و مادر به وجود میآید.

رطوبت ثانیه زائد

جریان پیدا کردن کیلوس در مویرگها تنها با مخلوط شدنش با آبی که میخوریم امکان پذیراست اما این آب بیشتر از نیاز بدن است

کیلوس به وسیله مویرگها در کل کبد پخش میشود به همین علت تاثیرحرارت کبد روی آن خیلی شدیدتر و سریعتر میشود و راحت تر میتواند آن را بپزد.

هر پختنی یک بخش لطیف (رقیق) و یک بخش غلیظ (ته نشین) دارد و چنانچه زیادتر از حد لازم پخته شود حالتی شبیه سوختن رخ میدهد و اگر کمتر بپزد حالت خام بودن پیدا میکند

بعد از هضم کیلوس در کبد، بخش لطیف را صفرا و بخش غلیظ را سودا، قسمت خام و نرسیده را بلغم و آنچه که کامل پخته و صاف شده است را خون گویند.

خون تازمانی که در داخل کبد است به علت رطوبت زائد لطیف تر از حد لازم است اما موقع خروج از کبد رطوبت زائد به همراه مقدار خیلی کمی خون و چربی از آن جدا شده و به سمت کلیه ها میرود

در کلیه ها خون و چربی که غذای اصلی کلیه است توسط آن جذب شده و آب اضافی به سمت مثانه و سپس به خارج بدن هدایت میشود.

و این به فرمان خداوند بزرگ و دانا است


منابع

ابن سینا، حسین بن عبد الله، قانون در طب

عقیلى علوى شیرازى، سید محمد حسین بن محمد هادى، خلاصه الحکمه (عقیلى)

جرجانى، اسماعیل بن حسن، ذخیره خوارزمشاهى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.