خلط در طب طبیعی چیست و چگونه تولید میشود؟_ آشنایی با اخلاط و رطوبات بدن

ساختار وجودی بدن انسان بر زنجیره امور طبیعی استواره

امور طبیعی از 7 بخش تشکیل شده

ارکان، امزاج، اخلاط، اندام، ارواح، قوا، افعال

تا اینجا ارکان و امزاج را توضیح دادم، الان میریم تا با اخلاط آشنا بشیم

خلط چیست؟

ماده ای است مرطوب و روان که تو رگ ها و اندام های توخالی بدن وجود داره، اندام های توخالی مثل : معده، کبد، طحال

این خلط ها از هضم غذاهایی که میخوریم به وجود میاد که به دو دسته تقسیم میشه

خلط خوب و خلط بد

خلط خوب :

جایگزین مواد از دست رفته اندام ها میشه، به زبان امروزی خرج سلول سازی و تولید انرژی میشه و به زبان تخصصی «بَدَل مایتحلل» میشه

خلط بد

خلطی است بی مصرف، تباه و زائد که نمیتونه جایگزین آنچه که از اندام خرج شده بشه، یعنی قابلیت غذادهی به بدن را نداره و باید خیلی سریع از بدن خارجش کنیم

چون ماندن این خلط در بدن باعث ایجاد انواع بیماری ها میشه.

رطوبات بدن

رطوبات در بدن دو بخشه:

بخش اول اخلاط چهارگانه است.

بخش دوم از دو قسمت زائد و غیر زائد تشکیل میشه که بهش رطوبت ثانیه هم میگن

قسمت زائد را در ادامه همین پست توضیح میدم

اما قسمت غیر زائد (رطوبات ثانیه):

رطوبتی است که از حالت اول خودش تغییرکرده و به اندام هم نفوذ کرده ولی قدرت تبدیل شدن به عضو یا آنچه که از بدن تحلیل شده ( انرژی و…) را نداره

یعنی این رطوبت غیر زائد از اخلاط خوب بدست میاد اما توانایی بدل مایتحلل شدن را نداره.

رطوبت های غیر زائد به 4 قسمت تقسیم میشه:

1_ رطوبتی که در فضاهای توخالی اطراف رگ های مجاور اندام های اصلی محصور شده و رطوبت مورد نیاز اندام را بهش میرسونه (اندام را آبیاری میکنه)

2_ رطوبتی که مثل شبنم روی اندام مینشینه و آماده است تا در مواقع ضروری تبدیل به غذای اندام بشه

همچنین وقتی اندام به خاطر حرکت سخت یا حرکت نرم دچار خشکی شد، این رطوبت میاد و این خشکی را برطرف میکنه و اندام را دوباره تر و نرم میکنه.

3_ رطوبتی که تازه انعقاد پیدا کرده

این رطوبت همان غذاییه که بخاطر شبیه بودن مزاجش با اندام، تبدیل به گوهر اندام شده اما هنوز شکل اندام را به خودش نگرفته

یه اندام وقتی میتونه از یه غذایی استفاده کنه که از لحاظ مزاجی شبیه خودش باشه، یعنی غذایی که مزاجش شبیه اندام نیست قابلیت غذا دهی به اندام را نداره

مثلا استخوان سرد و خشکه، غذاش هم باید سرد و خشک باشه.

4_رطوبتی است که از زمان تولد از اندام جدا نشده و علت به هم پیوستگی اجزا و شکل اندام است.

منشأ این رطوبت از نطفه است و نطفه هم از اخلاط پدر و مادر به وجود میاد.

خلط ها (چه خوب و چه بد) 4 نوع هستن

1_ خلط خون (که بر سایر اخلاط برتری داره)

2_ خلط بلغم

3_ خلط صفرا

4_ خلط سودا

نحوه به وجود آمدن خلط ها

عمل جویدن هنگام غذا خوردن تا اندازه ای در هضم غذا دخالت داره چون سطح دهان با سطح معده چنان پیوندی داره که انگار هر دو سطح یکی هستن

دهان هم دارای نیروی هاضمه است و این هضم به کمک حرارت غریزی که در بزاق دهان وجود داره انجام میشه

دلیل این حرف اینه که غذا بعد از جویده شدن نه طعم اول را داره و نه بوی اول را. به خاطر همین گندم جویده شده، در رسیدن دمل و خراج، از گندم کوبیده و آبپز موثرتره.

هضم غذا در معده فقط با گرمای معده انجام نمیشه، اندام های اطراف معده با گرمای خودشون به عمل هضم معده کمک میکنند

از طرف راست، کبد و از طرف چپ، طحال (گرمی طحال به خاطر شریان ها و وریدهای داخلشه)، در قسمت جلو، پرده نازک پیه که گرما را میگیره و به سرعت به معده منتقل میکنه و از طرف بالا هم قلب بواسطه گرم کردن حجاب به معده کمک میکنه.

همین که غذا هضم شد قسمت اعظمش (بیشترش) به کمک نوشیدنی که میخوریم تبدیل به کیلوس میشه

کیلوس معدی شبیه به آب جو پخته شده است، سفید و روانه که بعد از هضم غذا، ماده لطیف کیلوس از دیواره معده و روده جذب میشه و از طریق رگ هایی که بهشون ماساریقا میگن به رگی به اسم باب کبدی وارد و از طریق باب کبدی وارد مویرگهای کبد شده و در کبد پخش میشود.

رطوبت زائد

جریان پیدا کردن کیلوس در مویرگها تنها با مخلوط شدنش با آبی که میخوریم امکان پذیره و این آب بیشتر از نیاز بدن است

چون کیلوس به وسیله مویرگها در کل کبد پخش شده بنابراین تاثیر کبد روی کیلوس خیلی شدیدتر و سریعتر میشه و راحت تر میتونه کیلوس را بپزه.

هر پختنی یک بخش لطیف (رقیق) داره یه بخش غلیظ (ته نشین) و چنانچه زیاد از حد پخته بشه حالتی شبیه سوختن رخ میده و اگر کمتر بپزه حالت خام بودن پیدا میکنه

بعد از هضم کیلوس در کبد، بخش لطیف را صفرا و بخش غلیظ را سودا، قسمت خام و نرسیده را بلغم و آنچه که پخته و صاف شده را خون میگن.

خون تا وقتی داخل کبد است به خاطر رطوبت زائد لطیف تر از حد لازمه اما موقع خروج از کبد رطوبت زائد به همراه مقدار خیلی کمی خون و چربی از اون جدا شده و به سمت کلیه ها میره

در کلیه خون و چربی که غذای اصلی کلیه هاس توسط کلیه جذب شده و آب اضافی به سمت مثانه و سپس به خارج بدن هدایت میشود.

و این به فرمان خداوند بزرگ و دانا است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.